تحولات منطقه

۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۳۲
کد مطلب: ۱۱۴۹۸۱۸

«در این چند روز جنگ علیه ایران، یک حقیقت تلخ روشن شد. بخشی از اپوزیسیون پول‌بگیر که به نیروهای نیابتی دولت‌های خارجی تبدیل شده‌اند، چنان مست سودای سرنگونی جمهوری اسلامی و رؤیای قدرت‌اند که ویرانی کامل ایران را نیز بهای قابل قبول و حتی لازم می‌دانند.

راستی، هندوانه‌ها افتاد
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، «در این چند روز جنگ علیه ایران، یک حقیقت تلخ روشن شد. بخشی از اپوزیسیون پول‌بگیر که به نیروهای نیابتی دولت‌های خارجی تبدیل شده‌اند، چنان مست سودای سرنگونی جمهوری اسلامی و رؤیای قدرت‌اند که ویرانی کامل ایران را نیز بهای قابل قبول و حتی لازم می‌دانند. وطن‌فروشی که شاخ و دم ندارد!».

این را «محسن میلانی» نوشته؛ استاد ایرانی علوم سیاسی در آمریکا؛ و همین نوشته کوتاه کافی است تا وضعیتی را شرح دهد که اپوزیسیون رؤیاپرداز پس از برخورد با دیوار واقعیت، با آن روبه‌رو شده است.

آن‌ها، این روزها، حال و روز خوشی ندارند. معامله دو سر باختی که آن‌ها کرده‌اند، بیشتر از آنچه خیال می‌کنیم، برایشان گران درآمده؛ و همین‌ها، کج‌خلق‌تر از همیشه، آن‌ها را به جان هم انداخته است.

آن‌ها حالا که فهمیده‌اند از آینده ایران، دشتی نخواهند داشت، می‌خواهند همین ‌حالا تا می‌شود، نقدی به جیب بزنند و آبی بریزند به آنجایی که حسابی می‌سوزد و حالا حالاها بعید است چیزی بتواند سوزشش را کم کند. آن‌ها حالا که دیگر مطمئن شده‌اند این دیگ، هیچ ‌وقت برای آن‌ها نخواهد جوشید، حاضرند آش را با جاش بدهند برود بلکه بتوانند لقمه‌ای بگیرند و به گلو ببرند.

یکیشان چندمین آهنگش را هم با اسمی که حتماً نام «شاه» باید در آن باشد، برای «شازده» فاکتور کرده تا باز هم بتواند در کنسرت‌هایش چند ردیف صندلی بیشتر بفروشد به آن‌هایی که هنوز در همان رؤیاهای قدیمی غرق‌اند.

آن دیگری که سرش تا اینجای کار، بدجوری بی‌کلاه مانده، این یکی را متهم می‌کند که با برگزاری کنسرت‌هایش دارد «عادی‌سازی» می‌کند؛ و این عادی‌سازی چماقی است که ماه‌هاست آن‌ها به دست گرفته‌اند تا هر هنرمندی به‌ویژه در داخل کشور بخواهد کاری بکند، بزنند توی سرش؛ فرقی هم نمی‌کند کی باشد و چه کار بخواهد بکند.

همان دیگری در عین حال، همه پل‌های پشت سرش را هم خراب نکرده و تأکید کرده همچنان به شازده وفادار است اما از دور و بری‌های دفترش، دلخوراست.

با این وجود، انگ عادی‌سازی، به این یکی خوش نیامده و آن یکی را گرفته زیر آتش توپخانه‌ای که سلیطه‌های سلطنت‌پرست‌ آتش تهیه‌اش را جور می‌کنند؛ غافل از اینکه همین روزها، آن یکی، چاک دهان جریده‌اش را باز خواهد کرد و یک چشمه از آن گندابی را که قرار بود به جای دیگری سرازیر بشود، به دامن خودی‌هایشان خواهد ریخت.

چگواراهای بی‌کلاهی که آمده بودند منجی شهر نیمه‌جان بشوند، حالا هندوانه‌ها از زیر بغلشان افتاده است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha